پنجشنبه, 20 بهمن 1390
خانه مقالات مقالات تحلیلی بر انتخابات
به اشتراک گذاشتن مطلب

تحلیلی بر انتخابات
مقالات - مقالات
نوشته شده توسط علیرضا نجفی– پوریا راجی   
چهارشنبه ، 20 خرداد 1388 ، 03:28

altداده‌های برخاسته از ژست‌های سیاسی منجر به تغییری ژرف در خواسته‌های انسانی فعالین حقیقی –  مبارزان مردمی نخواهد شد.


پس از استحاله‌ی اصلاحات در خواسته‌های اقتدارطلبانه و غیر دموکراتیک حاکمیت اینک برخوردی صریح با رفرمیست‌های ارتجاعی و فاشیسم پوپولیست ضروری است. شرکت و یا عدم آن در انتخابات منوط به شکل فعالیت و نوع سازماندهی جنبش‌ها است. با درک این مهم که در حال حاضر تشکلی برخواسته از خرد جمعی و مترقی که ارتباطی با دیگر جریان‌های اجتماعی و توده‌ای برقرار کرده باشد وجود ندارد و هر یک خواسته‌ها و اندیشه‌ی خود را در زمینی انتزاعی به قهقرا می‌کشانند، در اوج عمل اجتماعی به دنبال ارضای امیال شخصی خود هستند.


لزوم درک این حقیقت که در جامعه‌ی غیر دموکراتیک ایران ارتجاع با ابزار پوپولیسم و میلیتاریسم میل به فاشیسمی ارزشی پیدا کرده است و هر لحظه از طریق رسانه میل به ورود و رخنه کردن در زندگی و اذهان عموم مردم را دارد که از طریق زبان مشترک، حقارت و چاره‌جویی از مردم! میل به یکپارچگی درون جامعه را برای تحقق خواسته‌های خود که همان از میان رفتن انسان به مثابه‌ی کنشگری اجتماعی است، دارد؛ زمینه ساز تعهد و اتحاد میان توده‌های مردم و پیشروهای اجتماعی است.


در اوایل انقلاب و با شعار حکومت مستضعفان، دیدگاه اقتصادی –  سیاسی با محوریت پوپولیسم مستقر گشت و در نهایت با تشدید بحران‌های تحریم نفت و پیامدهای ناشی از ادامه یافتن جنگ، بحران‌های سیاسی و اجتماعی تشدید شد. سرمایه‌داری که حاکمیت اسلامی آن را در تضاد با آرمان‌های خود می‌دانست سعی در گوشه‌گیری و ادامه‌ی فعالیت خود در زمینه‌های خرده‌کالایی و سنتی کرد که این امر موجب کاهش نفوذ و میزان طبقه‌ی کارگر در ایران شد. همراه با پاکسازی فعالین اصیل اجتماعی بالاخص در سال شصت و هفت، حاکمیت دست از شعارهای پوپولیستی خود در زمینه‌ی اقتصاد دست برداشت و سرمایه‌داری با گفتمان لیبرالیسم قدرت نفوذ یافت. گرچه از همان اوایل عده‌ای از صاحبان سنتی قدرت اجازه‌ی خود نمایی را به طبقه‌ی جدید سرمایه‌داری ندادند لیکن در حال حاضر مشاهده می‌کنیم که این تضاد لحظه به لحظه در حال کمرنگ‌تر شدن است، این میل و رغبت را در حلقه‌ای که دور میرحسین گرد آمده‌اند می‌توان مشاهده کرد. همراهی بورژوازی نظامی و تجاری در زیر لوای سپاه نتیجه‌ی شکل سرمایه‌داری در کشوری متکی به قیمت نفت چون ایران است.


پیش از بر سر کار آمدن احمدی‌نژاد اضمحلال اصلاحات خاتمی و ضعف پایگاه‌های مردمی‌شان را از پیش چشم گذراندیم. تشکیلات ریاست جمهوری حال حاضر ایران نیز با قدرت و اعتماد به نفسی که از فروش بی‌سابقه‌ی نفت حاصلش شد در تحمیق مردم موفق نبود. گرچه هراس از وجود این تشکیلات بنیادگرا عده‌ای از فعالین را دچار سردرگمی کرده است. آنان میان حضور،کروبی یا موسوی دست و پا می‌زنند.


نابخردی‌های احمدی‌نژاد در مسائل بین‌المللی، سرکوب وحشیانه‌ی فعالین متعهد اجتماعی در ایران و اوضاع آشفته‌ی کشورهای همجوار و در ادامه‌ی روند تاثیر بحران بین‌المللی اقتصادی، ناشی از درندگی سرمایه‌داری هار در آینده‌ای نزدیک، انتخابات و برون داد آن را در چند سال پیش رویمان اهم قضایا می‌کند.


در جامعه‌ای که جوانان حاصل از دوره‌ی پرزایی انقلاب کمترین امکان شغلی را با سطح متوسط سواد خود تصور نمی‌کنند و آمال شغلی خود را در کارگری روزمزد و تاکسیرانی در شهرهای بزرگ ممکن می‌دانند، پوپولیسم میزان قابل توجهی از فقرا و محرومین بیکار را به خود متوجه کرده‌است. از طرفی دیگر قدرت نمادین این کارزار حاضر به ایجاد هیچ‌گونه بروز تضاد و شکافی میان حاکمیت و خواسته‌های مردمی نیست و در صورت ابراز و بیان این تضادها به شدیدترین صورت ممکن اقدام به پاکسازی فریاد‌های مردمی می‌کنند (برخورد با سندیکاهای کارگری، دانشجویان، معلمان و ...).


 در انتخابات و دیگر رویدادهای اجتماعی– سیاسی ایران، حاکمیت از قدرت نمادین خود نهایت بهره را می‌برد. حاکم کسی معرفی می‌شود که در وضعیتی استثنائی قانون را می‌تواند زیر پا گذارد تا بلکه ناجی مردمی شود که قدرت تعقل و توان انتخاب را ندارند. در این زمانه است که پلیس نه چونان حافظ قانون بلکه همانند کالایی خشن استفاده می‌شود . به موازات این روند با بیرونی کردن شکاف‌ها و مشکلات جامعه، انتقاد و تغیر درونی به مثابه‌ی هتک حرمت به معصوم تاقی می‌شود.


در نخستین نمایش انتخاباتی احمدی نژاد از صدا و سیمای جمهوری اسلامی با این قسم یاد شده از فاشیسم روبه‌رو شدیم، فتح قله‌ها برای کور کردن چشم دشمنان، (لحن، صورت و گفتمان ایرانی که پژواک‌دهنده‌ی حقارت جهان‌سومی است نیز کارکردی مردمی پیدا می‌کند) ما را به یاد فیلم‌های مورد پسند دستگاه فاشیسم آلمان می‌اندازد، داستان کوهنوردانی با شمایلی آلمانی که با غرور تن به خطر می‌دهند و در نهایت قله‌ها را به زیر پای خود می‌آورند. با این بیانات خود را سخنگوی مردم ایران می‌داند و با ماجراجویی در مناسبات بین‌المللی خود را به رسانه‌های دیگر نمایش می‌دهد، پس تنها را نجات – رفع محجوریت – و یا همان فتح قله‌ها من هستم. اما دریغ که ردای مشروعیت و ارزشی فاشیسم بر تن احمدی‌نژاد بزرگ است و بدن‌نمای رغیب هم‌تدبیر اما متفاوت در عمل اوست.


حاکمیت ایران که نهایت تلاش خود را برای قبولاندن این امر که همه‌ی امور یکپارچه و هماهنگ است انجام می‌دهد تا کنون ناگریز از شکاف‌های درون قدرتی بوده است (سپاه، اطلاعات، روحانیت و ...) و همچون کودکی که سعی در توجیه عمل خطای خود داشته است، این شکاف‌ها را به سرعت استحاله می‌کند و امکان تولید ادبیاتی جدید را ناممکن می‌سازد (دموکراسی خاتمی و استحاله‌اش به مردم‌سالاری دینی و حتی جریان گذر از خاتمی). فقر و بیکاری مردم نیز در انتخابات دروره‌ی پیش همانا نه گفتن به خواسته‌های متزلزل لیبرالی رفسنجانی بود.


 هم‌اینک آیا جنبش چپ ایران به لزوم درکی اومانیستی از مدرنیته واقف گشته‌است و یا کماکان در سنت ایرانی پرجهل خود هم‌ چون حزب توده، اکثریت و دیگر محفل‌های چپ دموکرات (که دلیل حمایت خود را از موسوی، گردآمدن نئولیبرال‌ها به دور کروبی می‌دانند، گویا فراموش کرده‌اند ارتزاق ستادهای تبلیغاتی دولت امید از آخور اولین مجریان تعدیل ساختاری در ایران است) عمل خواهد کرد؟ آیا فعالین نوپای ایرانی ادبیات خود را در قامت کاندیدایی خاص می‌گنجانند و در فضایی انتزاعی با وی قرارداد می‌بندند و یا در پی بهره‌گیری از این شکاف‌های ایجاد شونده برای ارتباط با خواسته‌های انسانی مردم و آزادی و رهایی نوع بشر در دیالکتیکی ماتریالیستی گام برمی‌دارند؟


میرحسین و حامیانش در پی مشروعیت بخشی به سیستمی میلیتاریزه و بورژاهای تجاری هستند که پیوسته یادآور ارزش‌های فراموش شده‌، نوستالژی رهبری انقلاب می‌شوند. وی همچون کارکرد پول در جامعه‌ی سرمایه‌داری با ارزشی کردن شخصیت فردی خود از طریق یادآوری نخست‌وزیری و دوران جنگ، با حربه‌ای تحت عنوان رجعت به ارزش‌ها و احیای اخلاق، در راه تحمیق هنجارها و ارزش‌زدایی از جامعه‌ی امروزی گام برداشته‌اند؛ تا توده‌ی مذاب جامعه بوسیله‌ی ماشین مهندسی اجتماعی قالبی بی‌کنش بگیرد و کارناوالی مرده – سبزرنگ – روانه‌ی اجتماع گردد.


 


محسن رضایی همان تاکید بر حضور بورژواهای نظامی است و مهدی کروبی دست به تزیین خود با آویزان کردن و نمایش دادن تمامی محرومان و ستمدیدگان یادآور سمساری‌های خاک گرفته می‌شود.


تا اتحاد تمامی نیروهای آزادیخواه


دانشگاه بوعلی همدان

 



دیدگاه خود را بیان کنید

نام (required) *
پست الکترونیکی (نمایش داده نمیشود) (required)
کد ضد اسپم   
دیدگاه خود را بیان کنید
 

Your are currently browsing this site with Internet Explorer 6 (IE6).

Your current web browser must be updated to version 7 of Internet Explorer (IE7) to take advantage of all of template's capabilities.

Why should I upgrade to Internet Explorer 7? Microsoft has redesigned Internet Explorer from the ground up, with better security, new capabilities, and a whole new interface. Many changes resulted from the feedback of millions of users who tested prerelease versions of the new browser. The most compelling reason to upgrade is the improved security. The Internet of today is not the Internet of five years ago. There are dangers that simply didn't exist back in 2001, when Internet Explorer 6 was released to the world. Internet Explorer 7 makes surfing the web fundamentally safer by offering greater protection against viruses, spyware, and other online risks.

Get free downloads for Internet Explorer 7, including recommended updates as they become available. To download Internet Explorer 7 in the language of your choice, please visit the Internet Explorer 7 worldwide page.